آیدین فرد شبهای بی پناه

آیدین فرد شبهای بی پناه
0:00

متن ترانه

آینه پرسید از من این برفِ روی سرت؟
گفتم که راه زندگی جامانده پشتِ در
هر سال چیزی کم شد از آنچه می‌خواستم
یک مشت خاطره ماند و یک بغضِ بی‌خبر
من هر چه ساختم فروریخت زیرِ پام
هر راهی را که رفتم نرسیدم به خودم
دلیلِ موهای سفیدم، همین شب‌های بی‌پناه
زندگی با من نساخت، من ماندم و این راهِ تباه
دیگه هیچی نمی‌چسبه نه خنده، نه خوابِ راحت
اسم تو میاد و میریزه دوباره بغضم از رو عادت
چایِ سردِ رویِ میز، پنجره رو به غروب
صدایِ ساعت و من که هنوزم بی‌قرارم
گفتم از فردا شاید همه‌چیزا عوض بشه
اما فردا که رسید، دیدم همون روزِ دیروزم
من هر چه ساختم فروریخت زیرِ پام
هر راهی را که رفتم نرسیدم به خودم
دلیلِ موهای سفیدم، همین شب‌های بی‌پناه
زندگی با من نساخت، من ماندم و این راهِ تباه
دیگه هیچی نمی‌چسبه نه خنده، نه خوابِ راحت
اسم تو میاد و میریزه دوباره بغضم از رو عادت
اگر یه روز از این غبار راهی به صبح پیدا شد
شاید دلم باور کنه این قصه آخر نداشت
تا اون روز این آینه رازِ منو نگه می‌داره
که پشتِ این موهای برفی هنوز دلی بیداره
دلیلِ موهای سفیدم همین شب‌های بی‌پناه
زندگی با من نساخت، ولی هنوز میکشم، این درد را
دیگه هیچی نمی‌چسبه نه اما نفس میکشم باز
شاید یه روز دلمم واشه، شاید بشه از نو آغاز
آینه سکوت کرد زندگی جوونیمو ازم گرفت

عوامل تولید

ترانه: آیدین فرد
ملودی و تنظیم: AI

ویدیو آهنگ آیدین فرد شبهای بی پناه

نظر خود را بنویسید