ترانه و ملودی: حمید الوند
تنظیم: خشایار لزومی
گیتار: مجتبی تقی پور
تو نگاه آخر تو دیدم
نفرتی که از تو به من بود
ما دوتا باهم خوب بودیم
ولی چشمای مردم شهر شور
لش رو کاناپه ای که غش
تا غروب شه خورشید
تو میگفتی با منی همیشه تش
معلوم شد دروغ میگفتی
بسه دروغ یه عالمه حرف تو دلم
اره جذاب بودی واسم مثه برف رودرخت
گفتم نشی اونکه رفته گفتی نه بجون من
هرچی داشتم پات گذاشته بودم همه جوره من
من همه چیمو باختم سر میز چشات
با طعم تیر صدات و عطر تیز نگات
گفتی بودن تو که نداره بستگی به شعرام
منم تورو دارم هنوزم به رسم کینه به یاد
دلم تنگه برات
دلت تنگ شد زنگ بزنا
من همونم که پرت حواسم
زیر بارون سرد هوا
آره هنو دلم تنگه برات
وای حسم بهت رنگ شباس
توکه دنیامو دادی با یه خنده فنا
بگو چیه دیگه حرفت الان
لش رو کاناپه ای که غش
تا غروب شه خورشید
تو میگفتی با منی همیشه تش
معلوم شد دروغ میگفتی
بودم پسری بدی که شدم سپر بلات
منو جادو کرده بودش انگار یه ذره لبات
گفتی اینکه پیش تو نباشم بهتر برات
رفتی همه رویاهامو کردی یه شبه خراب
خب اوقتی رفتی دیگه دستام خالیه
اعصاب قاطیه همه فصلا پاییزه
هی دیر میگذره حتی ثانیه
غمم جا نمیشه بخدا تو صدتا قافی
تازه فهمیدم زندگی بی توام میشه
ساقه و برگامو کندی زدی به ریشه
تا حالا سرگرمی نبودم این اولیشه
بی خیال نفرت تو نگاه لعنتیشه