ترانه: عبدالکریم کریمی
ملودی و تنظیم: حسام کلاته
میکس و مسترینگ: امید رمضانی
من آن معلم مینابی ام که با لبخند
ترانه های سپید از نگار می گفتم
کلاس، یکسره غرقِ هیاهویِ شادی
برای غنچه و گل از بهار می گفتم
به روی تخته ی تقدیر با گچ ِ غیرت
نوشته ام که وطن مادر ِ کبوتر هاست
نوشته ام که وطن مثل ِ کودکان پاک است
جهان به شوق ِ تماشای بچه ها برپاست
ولی دریغ که ناگاه باد ِ وحشی ِ مست
ورق ورق غزلِ زندگی به یغما برد
انارِ سرخِ دلِ کودکان تَرک برداشت
و رعدِ کینه تکاپوی باغ را پژمرد
به جای سرمه به چشمان کشید حیرت ِ خون
گلاب ِ گریه ی هر غنچه در هوا پیچید
هزار باغِ پر از لاله، در خزان گم شد
کلاس جامه ی نیلی کبود را پوشید
کلاس، پر شد از ابری سیاه و طوفانی
و جیغِ صاعقه در جانِ باغبان پیچید
به رویِ صندلیِ سرد و ساکت ِ آن باغ
غبار ِ حسرت و اندوه از آسمان بارید
ورق ورق پر پرواز روی خاک افتاد
و چشم مادر ها جمله التماس شدند
هزار دسته کبوتر به آسمان پر زد
فرشتههایِ زمینی گلاب ِ یاس شدند
یک پاسخ
خیلی با احساس و محزون😭