حمیدرضا قربانی جنگ زده

متن ترانه
نگاهم گنگ و بیمقصد، اتوبانای دلخسته
تنم تهرانه غمگین و، دلم لبریز و سررفته
تمامِ آرزوهامو زیرِ پوتینِ شب کُشتن
منه جنگ زده ی تنها دیگه خالی شده پشتم
من اینسو غرقِ باروتم، با هر ترکش میلرزم
از این حالِ بدِ روحی، از این کابوس میترسم
یه عمره توی این برزخ، ما از فردا ترسیدیم
به جای عطرِ بارونا، فقط باروت بوییدیم
کسی جز ما به فکرِ ما و این اندوهِ ممتد نیست
چقدر تاریکه این روزا، ولی پایانِ مقصد نیست
توو این دنیایِ کج رفتار، که سهمم بغض و تکراره
به جای سقفِ آرامش، همش امواج خمپاره
دیگه دستای پُر پینهت، پدر! سنگِ صبورم نیست
توی این نقشهِ ویرون، کسی فکرِ عبورم نیست
یه عمره توی این برزخ، ما از فردا ترسیدیم
به جای عطرِ بارونا، فقط باروت بوییدیم
کسی جز ما به فکرِ ما و این اندوهِ ممتد نیست
چقدر تاریکه این روزا، ولی پایانِ مقصد نیست
عوامل تولید
تنظیم: حمیدرضا قربانی









