ترانه و ملودی و تنظیم: فرزاد فتاحی
من یه دشت آواز خاموش توی قلب نا امیدم
به سکوت من برس که من به فریادت رسیدم
تو یه آسمون صدایی پهنه کویر لوتم
یک افق با من یکی شو از تو من تو اوج سکوتم
وقتی منو مرداب می بره نیلوفرا رو خواب
میبره دست تو میشه یاورم تا نگذره آب از سرم
کی با منه جز تو یک نفر باقی تویی باقی
رهگذر در تو یه انسان ساکنه که به نجاتم مومنه
یک گفت گو هم خلوتم داشت حالا که محتاجم به گفتن
پهلو من باش موقعی که زحمای من به حرف میوفتن
یادم بیار آدم چجوری اشک یکی رو بند میاره
افتادن از چشمای دنیا از جا بلندم کن دوباره
من یه دشت آواز خاموش توی قلب نا امیدم
به سکوت من برس که من به فریادت رسیدم
تو یه آسمون صدایی پهنه کویر لوتم
یک افق با من یکی شو از تو من تو اوج سکوتم