آلبوم محمد معتمدی صبر کن

متن ترانه
از قصه ی همراهی ما با تو خبر نیست
ای آینه خو، صبر کن این رسم سفر نیست!
باور نتوان کرد که آن عشق همیشه
بوده است کنار من و امروز دگر نیست
افسوس! بلندای قد سرو که امروز
در گرمی آغوش تماشای پدر نیست
من تشنه ی مرگم تو چرا بال گشودی؟
پیش از تو مرا نوبت پرواز مگر نیست؟
در دشت مگر غنچه ی سرخ که دمیده ست؟
این باغ پر از لاله به جز خون جگر نیست
من تشنه ی پرواز و تو سرگرم تماشا
ای آینه خو، صبر کن این رسم سفر نیست
عوامل تولید
تنظیم و میکس و مسترینگ: مهیار علیزاده









